ارشاد است و به ظاهر شخصیتی آرام و صبور دارد. شاید تا دوسال گذشته کمتر کسی با نام او آشنا بود، اما پس از اینکه او به سمت معاونت فرهنگی ارشاد رسید دیگر کمتر کسی است که با پرویز، افکار و شخصیت او آشنا نباشد. این شخص یک جمله معروف دارد و آن هم این است: "از مطبوعات میخواهیم آنچه خود میخواهند ننویسند و آنچه را که ما میخواهیم بیان کنند."
تقریباً چند شب گذشته بود که محسن پرویز در اختتامیه هفتمین جایزه حبیب غنیپور تمام غنای ادبیات داستانی دهه ۴۰ را زیر سؤال برد و نویسندگان آن دهه را به اصطلاح روشنفکرانی سیاهنما توصیف کرد و جوانان داستاننویس امروز را پیرو افکار غلط آنان دانست. جالب اینکه فردای آن روز خبرگزاریهای مطرح کشور هم این حرف پرویز را تیتر و او را به نوعی منتقد ادبی قلمداد کردند.
شاید این حرف و حرفهای دیگر این معاون بیفرهنگی ارشاد، تأثیری در نام بزرگانی چون صادق هدایت، صادق چوبک، بزرگ علوی، محمدعلی جمالزاده، احمد شاملو، جلال آل احمد، بهرام صادقی، غلامحسین ساعدی و ... نداشته باشد، اما باعث تأسف است که شخصی در چنین سمتی تمامی پشتوانه ادبیات داستانی کشور را ـ که در سطح جهان مطرح شده ـ به لجن بکشد و همه هم در مقابلش سکوت کنند.
حالاست که باید گفت: کجایند مردان بیادعا

لزوم برگزاری چنين جشنوارهای برای شعر چه از نگاه مخالفان و چه از نگاه موافقان آن غير قابل كتمان است و حتی میتوان گفت كه جشنوارهای مانند فجر كه سالهاست در حوزه تئاتر، سينما و موسيقی مخاطبان خاص خود را داشته و حال كه در حوزه شعر با بيست و چند سال تأخير برگزار شده نمیتواند در عرصه شعر كشور مؤثر نباشد. اما در برگزاری نخستين و دومين دوره شعر فجر، هم مانند ديگر جشنوارههای شعری، كمتر خلاقيتی در عرصههای گوناگون آن مشاهده شد.
همان برگزاركنندگان، برگزيدگان و داوران در كنار هم يك گروه بزرگ و قوی را تشكيل دادند؛ اما اين كه چرا در كشور ما هميشه يك گروه بزرگ نمیتواند نتيجهای بزرگ دهد، موضوعی است كه بايد از طريق صاحبنظران آگاه و منصف آسيبشناسی شود.
جشنواره شعر فجر با تمام كاستیهای خود به گفتهی برگزاركنندگانش، اتفاقی بزرگ در عرصهی جريان ادبی محسوب میشود؛ اتفاقی كه با تمام شتابزدگی میتواند تنفس تازهای را برای جريان شعر و ادبيات امروز رقم زند.
در دومين دوره جشنوارهی شعر فجر نيز بخشهای مختلف با چيدمان به اصطلاح تازهای كنار هم قرار گرفته بودند؛ بخشهايی كه در طول سالهای پس از پيروزی انقلاب اسلامی با حمايت متوليان خود، به ژانرهای ادبی تبديل شدهاند و بيشترين حمايت را هم از جانب مسئولان دولت در حوزه شعر نصيب خود كردهاند.
پيش از برگزاری نخستين دوره جشنواره شعر فجر بسياری از چهرههای منتخب قابل پيشبينی بودند و پس از برگزاری اين جشنواره اتفاق تازهای در عرصه شعر كشور نيفتاد. همان چهرههايی كه در كنگرههای موضوعی تريبونها را حق موروثی خود میدانند در اين جشنواره همهكاره بودند و در نهايت همانها هم انتخاب شدند و با زهم همان بهانه هميشگی يعنی تشتت و فرقهگرايی ميان شاعران دليل نبود بسياری از چهرهها را رقم زد؛ اما پرسش اينجاست چرا متوليان دو دوره جشنواره شعر فجر برای نبود اين اتحاد دليل خاصی را بيان نمیكنند.
انتخاب يك دسته از شاعران موسوم به شاعران انقلاب تنها نوعی يكسونگری را در شعر سبب میشود و اگر از جشنوارهای سراسری و بينالمللی سخن گفته میشود نشنيدن صداهای مختلف و ناديده گرفتن صدها شاعر، كاری غير منطقی و نامعقولانه است و بدون شك تكرار چنين اتفاقی در سالهای آينده كل اين جشنواره را زير سوال خواهد برد.
دومين جشنواره شعر فجر برای اثبات نام خود به عنوان يك جشنواره «ملی» در سطح تمامی كشور برگزارشد و از تمام شاعران جوان و پيشكسوت استانهای كشور برای شركت در آن دعوت به عمل آمد. در اين بين بيشتر استانهای كشور هم كه از نعمت جشنوارههای ادبی به دوراند فرصت را غنيمت دانسته و برای تجليل از شاعران خود در اين جشنواره بهره كافی و وافی را بردند، اما داوری و انتخاب برگزيدهها در استانها نيز در اين دوره خالی از انتقاد نبود؛ برای مثال در استان اصفهان يكی از داوران خود به عنوان برگزيده انتخاب شده بود كه اين موضوع بازهم پای نقد و چالش را به جشنواره شعر فجر باز كرد كه چرا اين جشنواره در دومين دوره برگزاری خود هنوز به آييننامهای جدی در زمينه حضور و انتخاب داوران به عنوان برگزيده نرسيده است.
جشنواره شعر فجر قدمی نوپا در عرصه شعر محسوب میشود و برگزاركنندگان نخستين و دومين دوره جشنواره شعر فجر بر اين اعتقاد بودند كه كمبود بودجه لازم و وقفهی طولانی در برگزاری اين جشنواره، آسيبهای زيادی را به آن وارد كرده است؛ آسيبهايی كه جبران آن تا سالهای آينده ادامه خواهد داشت. شكی نيست كه كمبود هزينه میتواند مشكلات زيادی را بر سر راه اعتلای يك جشنواره ايجاد كند، اما آيا رسالت واقعی يك جشنواره تنها صرف هزينه هنگفت برای اختصاص سكههای طلا به برگزيدگان آن است يا جريانی قاطع كه تا سالهای متمادی ادامه يابد؟
جشنواره شعر فجر شايد پس از سالها خفقان شعر معاصر به يكباره حضور اين هنر ديرينه و با ارزش را در صحنهای ملی و بينالمللی نشان داد، اما چرا اين جشنواره هم مانند ساير جشنوارههای شعری به آتشفشانی خاموش مبدل شده است كه تنها در درون فوران میكند پرسشی است كه بايد متوليان امر به آن پاسخ دهند.
شايد قضاوت و نقد در دو دوره برگزاری جشنواره شعر فجر هنوز امری زودهنگام باشد و اين جشنواره فرصت بيشتری برای پرورش و بالندگی میخواهد؛ اما از اين نكته نيز نگذريم كه نبايد چشمان خود را در برابر بسياری از كاستیهای موجود آن ببنديم و بگوييم جشنوارهی شعر فجر توانست فضای تنفسی تازه را در شعر امروز ايجاد كند.
به همین جهت از تمام دوستان میخواهم تا مرا در بالابردن فریاد قلم یاری کنند.